رویش نیوز-سرویس سیاسی: شما برای بیان هر دیدگاه یا ارائه یک محصول قطعاً نیاز به رسانه دارید؛ رسانه جایگاهی بس والا در مفاهیم اسلامی دارد تا جایی خیلی از کارشناسان معتقدند بزرگ‌ترین رسانه دینی، منبرهاست. ولی در قرن اخیر و با گسترش روزافزون علم و فناوری و تغییر چگونگی بروز رسانه با تفاوت‌هایی مواجه شده‌ایم؛ برای مثال روزنامه به‌عنوان نخستین رسانه مکتوب دارای شأن بالایی است ولی امروزه و با گسترش فضای مجازی، کارکرد کم‌تری در دنیا یافته است.
آنچه در مورد رسانه اهمیت بالایی دارد، آزادگی و وابسته نبودن رسانه به باندهای قدرت و ثروت است که متأسفانه در دنیا با تکرار این موضوع به مسئله‌ای عادی تبدیل‌شده است و برای همگان عادی است که رسانه به‌راحتی تریبون خود را در اختیار یک حزب یا جناح یا ... قرار دهد.
در ایران این پدیده به زشت‌ترین نوع خود در حال رخ دادن است و رسانه‌هایی به‌راحتی خود را در اختیار یک جریان قرار می‌دهند و از برچسب دولتی و زنجیری هم ابایی ندارند؛ هر مسئله‌ای را بخواهند پراهمیت جلوه می‌دهند، به هرکسی که بخواهند به‌طور هماهنگ حمله می‌کنند و هرجایی لازم باشد از ابزار سانسور به زیباترین شکل خود استفاده می‌کنند.
در دولت قبل اگر رسانه‌های همسو با دولت از ابتدای شروع فعالت آن چشم را بر روی اشتباهات آن نمی‌بستند و در خفا و علناً آن اشتباهات را به دولت گوشزد می‌کردند، کار به‌جایی نمی‌رسید که در اواخر دولت دهم به حرف هیچ‌کس گوش‌داده نمی‌شد یا علیه برخی اعلام شکایت شد.
یا برای مثال در چند روز اخیر که بحث فیش‌های حقوقی جنجالی اساسی بر پا کرده است، به‌جای قرار گرفتن در کنار مردم و دوری از سیاسی‌کاری تمام تلاش خود را کردند که این موضوع را به دولت قبل نسبت دهند، درحالی‌که همگان می‌دانند اگر نکته‌ای و نقطه‌ای برای حمله به دولت قبلی باقی‌مانده بود، قطعاً از آن دریغ نمی‌کردند. خوشمزه آن‌که روز چهارشنبه که تیتر یک اغلب خبرگزاری‌ها به افشاگری رئیس سازمان بازرسی کل کشور علیه برادر رئیس‌جمهور و نقش در انتصاب علی صدقی به مدیرعاملی بانک رفاه اختصاص‌یافته بود، چشم خود را بر روی حقیقت بسته و اصلاً هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکردند.
قطعاً برخورد با موضوعاتی ازاین‌دست توسط رسانه‌ها به این شیوه، در بلندمدت آسیب‌های فروانی ازجمله بی‌اعتمادی عمومی به رسانه‌ها را به همراه خواهد داشت که قطعاً هیچ آسیبی بزرگ‌تر از بی‌اعتماد شدن به رسانه نیست مگر آن‌که رسانه از اساس وابسته به ارکان قدرت باشد و هویت و ماهیت خود را از این مجموعه‌ها بگیرد.
آرزوی تمامی دولت‌ها در ایران، نبود صدای مخالف و در اختیار داشتن رسانه‌هاست؛ حال این‌که این مهم چگونه محقق شود، در هر دولتی به شیوه‌ای خاص عمل شده است؛ از تهدید و ارعاب گرفته تا تطمیع و تأسیس رسانه‌های مختلف با بودجه دولت برای کم‌رنگ شدن و دیده نشدن رسانه‌های مختلف ازجمله روش‌هایی بوده است که در این سال‌ها از آن بهره‌گیری شده است.
البته مردم کم‌کم به این رسانه‌ها دارند عادت می‌کنند و بخش جالب ماجرا آن است که اگر یکی از این رسانه‌ها خطایی بکند و به مسئله‌ای توهین کند و منجر به تعطیلی آن رسانه شود، پس جامه‌درانی دیگر دوستان آن رسانه، سریع یک مجوز جدید اخذشده [از قبل!] رونمایی شده و تیم رسانه بسته‌شده به آنجا منتقل می‌شوند.
این‌ها قصه پر غصه بخشی از جامعه است که هر موضوعی را بخواهد به تیتر یک رسانه‌ها بدل می‌کند و با هوچیگری و جنجال آن را مطالبه می‌کند، بدون آن‌که کار کارشناسی بر روی آن انجام‌شده باشد.
بالاخره روزی باید فکری برای این درد عمیق رسانه‌ای جامعه کرد و شاید باید منتظر ماند تا مردم آگاه شوند و دیگر این رسانه‌ها کارکرد چندانی نداشته باشند وگرنه این وضعیت نمی‌توان توقع چندانی از دغدغه‌مندی آن‌ها برای مردم داشت.

افزودن نظر

captcha