تحلیل‌های انتخاباتی(34)- امیر استکی؛
وقتی قماربازان عالم سیاست، موعظه اخلاقی می‌کنند
شنبه 13 خرداد 1396, 14:41

 

رویش نیوز در روزهای گذشته فراخوانی جهت انتشار تحلیل های انتخاباتی مخاطبین منتشر کرد. پیش از این فراخوان هم در رویش نیوز تحلیل های انتخاباتی در 33 شماره منتشر شده بود. حال و پس از این فراخوان سی و چهارمین تحلیل انتخاباتی را مشاهده می‌فرمایید

رویش نیوز- امیر استکی: سال 88 را همه به یاد داریم. طرف پیروز بیست و پنج میلیون رای داشت و طرف بازنده سیزده میلیون رای. این اختلاف فاحش اما باعث تمکین به نتایج انتخابات از سوی موسوی و طرفدارانش نشد. آنها به هر دلیلی قانع نمی شدند و از طرف دیگر دستهایشان از ادله کافی برای نشان دادن تقلبی به آن گستردگی که ادعا می کردند، خالی بود. احساس عمومی آنها این بود که تقلب شده است. احساسی که از قرار داشتن در جمعهای انتخاباتی که قاعدتا بسیار یکدست هستند، ناشی می شد و این تصور را ایجاد کرده بود که کار تمام شده است و آنها پیروزند و هر چه بر خلاف این تصور اتفاق می افتاد به سختی پذیرفتنی بود. اما به جز شخص موسوی و تعدادی از اطرافیان نزدیکش، برای عقول سیاستمداران اصلاح طلب، مساله چیز دیگری بود.

آنها همانگونه که این روزها بیان می کنند به تجربه میدانستند که امکان تقلب به شکلی که دوستان و هوادارانشان مطرح می کنند، بسیار بعید و غیر عملی است. خاصه اینکه در آن انتخابات خاص در اکثر صندوقها یک نفر ناظر از طرف میرحسین موسوی حضور داشت و هیچ گاه هم کسی از این ناظران پیدا نشد که مدعی باشد آنچه او در شمارش آرای صندوقش شاهد بوده است با آنچه که در عمل اعلام شده است، تفاوت داشته است. فقط حس مشترک موسوی و هوادارانش این بود که مگر می شود کسی به جز ما پیروز انتخابات باشد.

نفرات اصلی جریان اصلاحات هم آن روزها به دنبال بهره برداری کامل از پتانسیل بر افروخته ای بودند که در جریان تند شدن رقابت های انتخاباتی ایجاد شده بود. از نظر آنها مهم این نبود که واقعا چه اتفاقی افتاده است بلکه مهم این بود که می شود از این پتانسیل به نفع تغییرات مورد نظرشان در ساختارهای کلان سیاسی کشور بهره برداری کرد. اصلاح طلبان خود را تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی میدانستند و چه چیزی بهتر از تغییرات گسترده ای که در تحلیل نهایی و به ناگزیر به استیلای آنها بر سیاست کشور منتهی میشد؟ در آن استراتژی، هیچ چیز مهمتر از تغییر سلسله مراتب قانونی قدرت سیاسی در ایران نبود و همه ملاحظات دیگر به کناری نهاده شده بود.

اینکه درگیر کردن کشور در یک نابسامانی چندین ماهه چه خسارتهای اجتماعی، اقتصادی و بین المللی برای ایران به همراه خواهد داشت، چیزی بود که به راحتی توسط اصلاح طلبان، تکنوکراتهای نزدیک به جریان کارگزاران و قسمت مهمی از محافظه کاران سیاسی، نادیده انگاشته شد. البته آنچه درباره محافظه کاری در سپهر سیاسی ایران می گوئیم، با آنچه که در رسانه های فارسی زبان خارجی از این مفهوم مراد می شود، تفاوت هایی خواهد داشت. در آنجا مراد از این مفهوم همه نیروهای مذهبی و اصولگراست ولی در اینجا مراد ما بخشی از نیروهای سیاسی درون نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران هستند که سابقا به عنوان راست سنتی در دسته بندی های سیاسی از آنها یاد میشد.

گروهی که سیاست ورزان غیر انتخاباتی حرفه ای و قابلی هستند و سکوتشان در سالهای فتنه 88 بیشتر برای تضعیف احمدی نژاد و کاستن از قدرت رو به فزونی او بود ولی در تحلیل نهایی در قسمت عمده ای از روزهای پر فشار فتنه 88 توان عملی و سیاسی خود را در دفاع از کلیت نظام و منافع ملی کشور نیز دخیل نکردند. این جریان سیاست ورز حرفه ای در این سالها بیشتر ردای اعتدال به تن کرده است و بخش مهمی از نیروهای سیاسی اصلی به اصطلاح اعتدالگرایان و تجدید نظرطلبان جدید را تشکیل می دهد. نیم نگاهی به چهره های حاضر در کابینه حسن روحانی و همچنین نتایج انتخابات هیات رئیسه مجلس و ائتلاف های صورت گرفته در آن موید این نکته است.

اصلاح طلبان، کارگزاران و آن بخشی از محافظه کاران سنتی که درباره آنها صحبت کردیم، در حوادث سال 1388 با اغراض مختلف ولی در یک جهت به کنش سیاسی مخاطره آمیزی دست زدند که نتیجه آن تضعیف دولت منتخب ملت در عرصه داخلی و مخصوصا خارجی بود. تا جایی که تحریمهای فلج کننده اقتصادی توسط آمریکا همه و همه در روزها و ماههای پس از خرداد 88 وضع شدند و ضربات سختی به پیکره منافع ملی کشور وارد ساختند که مهمترین و مشهودترین آنها افت شدید ارزش پول ملی بین سالهای 90 و 91 بود.

ضربه ای که صغیر و کبیر ملت را متضرر ساخت و فقط عده محدودی در تلاطمات ارزی و اقتصادی ناشی از تکانه های تحریم ها منتفع شدند. خلاصه کلام اینکه در سال 88 عدم تمکین یک جریان سیاسی به رای مردم و استفاده آن از پتانسیل برافروخته حامیان انتخاباتی اش به همراه سکوت و همراهی ضمنی قسمت های زیادی از نخبگان قدیمی و سنتی سیاسی کشور، خسارتهای بسیار کلانی به ملت و منافع کلان آنها وارد کرد و در اصل کسانی که خود بر شاخه های نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران نشسته بودند و از منافع اهلیت سیاسی برخوردار بودند، به بریدن بن نظام پرداختند و تا آنجایی که هزینه های این عمل به محدوده زندگی شخصیشان وارد نشد از این کار دست نکشیدند.

جمهوری اسلامی از این بحران شدید به سلامت خارج شد و دوباره تلاشهای جریانات بالا برای بدست آوردن سهم خود از قدرت شروع شد. حضور بسیاری از این نیروها در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، قاعدتا مشروعیتی نداشت ولی با محوریت یافتن نخبگان محافظه کار و همچنین با توجه به عدم اجماع نیروهای وفادار به انقلاب در انتخابات ریاست جمهوری 92، این حضور میسر شد و با سوار شدن بر موج نارضایتی های ناشی از شرایط نابسامان اقتصادی پس از سال 88، ائتلاف سیاسی تدبیر و امید موفق به تصاحب قوه مجریه شدند.

از این روزها به بعد ادبیات این نیروهای سیاسی به یکباره از منتقدین کلان به مدافعان سرسخت سیستم سیاسی کشور تغییر کرد و مسائلی در مواجهه با رقبای سیاسی، توسط آنها مطرح شد که همه آنها در سال 88 توسط همین افراد زیر پا گذاشته شده بود. این روزها هم طنز تلخی در حال رخدادن است و کسانی که در سال 88 برای سر و ته کردن ساختارهای کلان جمهوری اسلامی سر و دست میشکستند و از همراهی و همسویی با دشمنان قدیمی ملت نیز ابایی نداشتند.

امروز همه آن 16 میلیونی که به روحانی رای نداده اند را دعوت به آرامش می کنند و اندک تلاشهای رقیب اصلی روحانی در انتخابات گذشته، برای تعیین تکلیف شدن تخلفات انتخاباتی را بر سر شاخ نشستن و بن بریدن، می دانند! تلاشهایی که در چهارچوب های پیش بینی شده در قانون صورت می گیرند و به هیچ وجه سودای استفاده از پتانسیل 16 میلیونی نه به روحانی را برای ایجاد فشار غیر مشروع سیاسی ندارند. اما نکته مهم اینجاست که برای نخبگانی که پیشتر درباره شان سخن گفتیم، قدرت سیاسی در ایران نه یک بازی نوبت به نوبت، بلکه یک قمار است. قماری که در آن قواعد تا جایی محترمند که مربوط به برنده شدنشان باشند و هر جا که قواعد به باختشان حکم دادند، این حق را برای خود محفوظ می دانند که از بازی نامشروع قمار! خارج شوند و زیر میز بازی بزنند.

 

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.