تحلیل‌های انتخاباتی(36)/ سیّد محمّدرسول موسوی؛
از تغییر ذائقه مردم تا رسالت انقلابی بر زمین مانده در نهادها و شخصیت های انقلابی
سه شنبه 16 خرداد 1396, 15:08

 

رویش نیوز فراخوانی جهت انتشار تحلیل های انتخاباتی مخاطبین منتشر کرد. پیش از این فراخوان هم در رویش نیوز تحلیل های انتخاباتی در 35شماره منتشر شده بود. حال و پس از این فراخوان سی و ششمین تحلیل انتخاباتی را مشاهده می‌فرمایید

رویش نیوز-سیّد محمّدرسول موسوی: انتخابات 96 با تمام فراز و نشیب هایش به پایان رسید و باوجود تخلفات زیاد و عدم روحیه جوانمردی برخی مسئولین اجرایی در روند برگزاری انتخابات، از صندوق رای، نام حسن روحانی بیرون آمد؛ نتیجه ای که شاید خود وی و کاندیدای پوششی اش که برای برهم زدن توازن رقابت و پوشش خلاهای روحانی و تخریب رقبا آمده بود نیز باورش سخت و دور از انتظار بود. در این مقاله سعی در تحلیل چرایی این روند و نقدهای جدی درون گفتمانی به عملکرد جبهه انقلابی که منجر به این نتیجه آن هم از رقیبی نه چندان قوی شده است پرداخته شود:

- جمنا (روزنه امید در حرکت تشکیلاتی نیروهای انقلابی): در این انتخابات شاهد یک اتحاد مبارک و حرکت تشکیلاتی سازمان یافته ای بین نیروهای انقلاب بودیم که ثمره آن با انصراف عزتمندانه و جوانمردانه به نفع کاندیدای برتر درعرصه انتخابات همراه بود، امری که اگر در سال 92 رخ  داده بود شاید امروز شاهد تکیه زدن برخی افراد بر قدرت اجرایی نبودیم و مسیر کشور تغییر اساسی میکرد.

البته این نکته قابل ذکر است که متاسفانه این روند دیر اتفاق افتاده است و البته نقدهایی نیز به این حرکت وارد است لکن باید توجه کرد جریان غرب گرا سالهاست که حول محور لیدر واحد برای خود سنگرهایی را مشخص و با از خودگذشتی  و بعضا زور دیگران را مجبور به همراهی با خود می کنند؛ نمونه آن لیست شوراها و پیروزی برخی افراطیون فتنه در کلان شهرهایی مثل تهران و مشهد و اصفهان و شیراز و... و به دست آوردن قدرت سیاسی - اجرایی شهری و میلیاردها بودجه فرهنگی شهرهای بزرگ است. این درحالی است که قدم اول آن را در پیروزی لیست امید در تهران در انتخابات مجلس 94 شاهد بودیم اما بازهم جریان  مقابل از آن درس نگرفت و بازهم با تکثر لیست و خود محوری وارد رقابت ها شد فوقع ما وقع....

-  سیّد ابراهیم رئیسی: سید محرومان توانست در مدت کمی با وجود موج بی سابقه تخریب ها و سیاه نمایی های داخلی و خارجی، موج گستره ای از حمایت های خالصانه و جذب قلوب توده های گسترده مردم را به خود جذب نماید و با پشتوانه مردمی حدود 17 میلیونی بعنوان قدرتمند ترین کاندیدای غیرپیروز انتخابات نام بگیرد، گرچه اما و اگرهای زیادی در برگزاری انتخابات و سوءاستفاده برخی افراد، باعث چرکین شدن قلوب بسیاری از مردم شد.

 اما نکته مهم نقد درون گفتمانی این است که سید ابراهیم رئیسی توانست سطح جدیدی از مدل کاندیدای تراز انقلاب را با وجود داشتن حلم و تقوا و سعه صدر به رخ جهانیان بکشد و بازیچه دعواهای سیاسی نشود اما نمیتوان از برخی از نقاط ضعف مهم ایشان در ارائه برنامه، پاسخ به هجمه ها و تخریب ها بخصوص در مناظره، ناتوانی در عیان کردن نقاط ضعف مشهود دولت یازدهم و بیان واقعیت ها ، نداشتن تیم مشاوره نسبتا قوی و... اجتناب کرد. رئیسی بسیار قوی تر و آماده تر از سعید جلیلی در انتخابات سال 92 ظاهر شد اما همان نقاط ضعف جلیلی دامن او را گرفت و نتواسنت بیش از پیش چهره درخشان او را برای قاطبه مردم نمایش دهد. گرچه محمدباقر قالیباف نیز تلاش بسیاری در روشنگری اذهان در مناظره ها داشت اما دوباره برخی نقاط ضعف او و البته بی پروایی کاندیدای مقابل او در بیان برخی مطالب صحیح ، عرصه را بر او تنگ و انتخاب را بر مردم دشوار نمود. به باور نگارنده توجیه آقای رئیسی در اینکه سینه من پر از اطلاعات و رازهای کشور است اما نمیگویم هم پسندیده بود و هم نکوهیده؛ پسندیده در برابر سیاستمداران بی تقوا و دنیاطلب که برای قدرت دست به هراقدامی میزنند و نکوهیده چرا که قرار نبود ایشان اسرار مخفی را برملاسازد و فقط باید واقعیت های مشهود و روی پرده را دوباره عیان می نمود.

جریان انقلابی به کاندیدایی به درایت و تقوای سید ابراهیم رئیسی  و هنر مناظره و مغالطه و اقامه برهان و برخورد با رسانه ها و توده مردم همچون محمود احمدی نژاد نیاز داشت که اگر با وظیفه شناسی رئیس جمهور سابق این مهم تحقق می یافت همراهی بی شک رئیسی میتوانست نقاط مثبت خود را تکمیل کرده و بسیاری از معاملات را به هم بزند اما افسوس که....

 

- محمود احمدی نژاد: به باور نگارنده یکی از بزرگترین بازنده های این انتخابات را میتوان رئیس جمهور سابق کشورمان دانست. مردی که هرسال که میگذرد با سالهای طلایی دولت نهم خود فرسنگ ها دور میشود و حتی حاضر میشود برای اطرافیان مساله دار و بعضا منحرفش انقلاب و مردم را بفروشد و آنها را در این جنگ نابرابر تنها گذاشته و ترجیح به مهر سکوت گرفته و آرای باطله را افزایش دهد! او که با زیر پا نهادن به توصیه دلسوزانه و پدرانه رهبری هم آخرت خود را باخت و هم آبروی خود را با رد صلاحیت شدن به متاعی ناچیز بخشید.

این نکته از بازی بچه گانه احمدی نژاد قابل بیان است که اگر رفتار او را با مرحوم هاشمی یا محمد خاتمی مقایسه کنیم درک میکنیم که افراد جریان مقابل حق، حتی اگر رد صلاحیت بشنود یا ممنوع التصویر بوده و در محذوریت قرار داشته باشند بازهم حامیان خود را در بزنگاه ها تنها نمیگذارند و منافع جریان و دسته خود را فدای افراد و رویدادها نمی کنند اما در مقابل شاهد آن هستیم شخصی چون احمدی نژاد زنده بودن خود را در دو قطبی های کذایی فرض میکند و از انجام وظیفه خود در هر شرایطی کوتاهی میکند ؛ کاری که دکتر سعید جلیلی انجام نداد و به هنگام اعلان حضور آیت الله رئیسی از صحنه رقابت ها کنار کشید و حتی برنامه های مدون خود را که در طول 4 سال جمع آوری کرده بود بدون هیچ چشم داشتی تقدیم سید عزیز کرد و حتی برای تبلیغ او شهر به شهر و روستا به روستا سفر کرد....

- قوه قضائیه: خواه یا ناخواه سید ابراهیم رئیسی به دلیل مشاغل متعدد خود در دستگاه قضا به عنوان نماد این قوه در مناظرات شکل گرفت و البته رقیب نیز با بی تقوایی و عدم جوانمردی درحالی که در برابر برخورد قوه قضاییه با برادر خود، تهدید به اعلان جنگ کرده بود اما اتهامات و دروغ هایی را به رقیب خود منتسب نمود و طلبکارانه مطالبه چرایی عدم برخورد دستگاه قضا با مفسدان را می نمود!! به باور نگارنده قوه قضائیه در دوران آیت الله آملی لاریجانی با وجود همه ضعف ها و کاستی ها، یک روند جهشی و چشمگیری در برخورد با مفاسد دانه درشت اقتصادی و گسترش خدمات و تسریع در عملکرد خود داشته است و می توان نقطه طلایی روند دستگاه قضا را رویکرد و مواضع انقلابی مسئولین درجه اول آن در مسایل کلان نظام و همچنین برخورد با فتنه 88 و سران آن و جریان غرب گرا عنوان کرد که بی تردید با سیاه نمایی و لجن پراکنی جریان فتنه داخلی و ضدانقلاب خارجی همراه بوده و هست.

متاسفانه قوه قضائیه با وجود عملکرد درخشانش در دوران ریاست اخیرش در برخورد با دانه درشت ها (همچون مهدی و فائزه هاشمی، محمدرضا رحیمی، مه آفرید خسروی و...) اما بعضا به علت طولانی بودن روند برخی پرونده ها (همچون بابک زنجانی و...) یا مصلحت اندیشی (همچون مساله کرسنت، حسین فریدون، صندوق ذخیره فرهنگیان و...) اعتماد خود را بین برخی از مردم از دست بدهد. علاوه بر این روند بعضا غیرقاطع یا طولانی در برخی پرونده ها، متاسفانه قوه قضاییه نتوانسته در جریان حصر سران منحوس فتنه، برای مردم با تولید محصولات فرهنگی و گزارشات تحلیلی و... خیانت و رذالت آنها را بیان کند و متاسفانه امروز شاهد آن هستیم عده ای از نام افراد مفلوکی چون موسوی و کروبی نان خورده و رای می آورند و بدتر از آن جای متهم و شاکی عوض شده و دستگاه قضا با مظلومیت باید شاهد برخورد انواع تیرهای تخریبی به خود باشد.

 

- سپاه پاسداران، ارتش و نیروهای مسلح: امروز هیچ شحصی در جهان نیست که امنیت جمهوری اسلامی را در ناامن ترین نقطه دنیا او را به حیرت وانداشته باشد و نیروهای مسلح ایران اسلامی را تحسین و سربازان و فرماندهان ایرانی را الگو و نمونه ای موفق و قابل ستایش ارزیابی نکند اما سوال اینجاست چه اتفاقی در داخل کشور و اذهان برخی از مردم می افتد که مهمترین و قابل لمس ترین نقطه قوت این نظام در مناظره ها توسط شخصی تخریب شده و این روند امنیت و اقتدار آفرین برای برخی از مردمان کشورمان بصورت حرکتی بی ارزش و حتی اشتباه متصور میشود و متاسفانه برخی از هموطنان نیز باور کرده و برای این سخنان کف و هورا میکشند!؟

آیا نیروهای مسلح با وجود نیروی انسانی کارآمد و امکانات مناسب مادی و گستره نفوذ فرهنگی زیاد (همچون بسیج در مساجد و مدارس و دانشگاه ها و حوزه و اصناف و...) و منبرهای مختلف همچون هادیان سیاسی، چرا نتوانسته اند گفتمان عزت آفرین اسلام انقلابی و جهاد مقدس را برای قاطبه مردم (نه عده ای از مخاطبین خاص) تبیین کنند؟ چرا امروز باید پس از حدود 7 سال از بیداری اسلامی و بحران صهیونیستی سوریه هنوز اثر فرهنگی و محتوای غنی از مجاهدت مدافعان حرم در جامعه مشهود نباشد؟ چرا نیروهای مسلح که دنیا را مبهوت قدرت و عملکرد صحیح خود کرده اند نتواسنته اند در داخل عده ای زیادی از مردم را  اقناع فکری بکنند؟ مگر امروز امنیت این مردم وابسته به موشک ها و شهرهای زیرزمینی و مدافعان حرم نیست پس چرا عده ای باید با جرات به این نقاط قوت حمله کرده و آنها را نقطه ضعف معرفی کنند؟ آیا وقت آن نرسیده که تحولی اساسی در بیان معارف انقلابی و جهادی به قاطبه مردم (نه مخاطبان همیشگی) با روش های جدید صورت بگیرد؟ بی شک ادامه حکومت جریان غرب گرا بر کشور به محدودیت های گستره تری برای نیروهای مسلح به وجود می آید و نمونه های آن خودتحریمی بانک های داخلی کشور علیه قهرمانان ملی همچون سپاه قدس و شخص سردار سلیمانی در قراردادهایی همچون FATF می باشد.

 

- حوزه های علمیه و دانشگاه: متاسفانه پس از گذشته حدود 40 سال و گسترده تر شدن نیازهای دینی مردم در ایران و جهان و با وجود تشکیل نخستین حکومت شیعی با مدل ساختاری ولایت مطلقه فقیه، باوجود خدمات گسترده حوزه ها اما باید بیان کرد هنور برخی از حوزه های علمیه خود را در زمان تقیه و فرار و گریز و زمان زندان شهیدین  و... قلمداد کرده و حاضر به تغییر اساسی برای تبلیغ معارف الهی و انقلابی در بین توده های مردم کشور و مردمان تشنه عالم نیستند؛ این هشدار بزرگی برای حوزه های علمیه است که چرا نفوذ حوزه ها در بین مردم در حال کاهش است و وقتی که جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم به صراحت از کاندیدایی اعلام حمایت میکند آن کاندیدا رای نیاورد!؟ آیا زمان لبیک به فریادهای رهبری درباره تغییر و تحول در حوزه و ارائه روش های جدید تبلیغی و پاسخ به نیازهای جامعه نیست؟ این مساله تغییر حوزه ها و ضرورت وجود حوزه در معادلات سیاسی و فرهنگی جامعه روز به روز ابعاد گسترده تری به خود میگیرد و تصویب سندهای 2030 نمونه ای از آن می باشد.

در مورد دانشگاه نیز و باوجود اکثر درس هایی که پس از 40 سال از انقلاب اسلامی، هنوز اسلامی و ایرانی نشده اند اوضاع مشهود است و ماحصل این دروس غربی باید دانشجویان سکولار و لیبرال باشد. البته به باور نگارنده که ارتباط نزدیکی با دانشجویان دارد و خود یکی از میان آنهاست بدنه دانشجویان، بدنه ای مومن و انقلابی است اما شرایط و جو غالب به دلیل جنجال جریان باطل و همچنین عدم فعالیت مناسب و سستی در انگیزه جریان حق به ظاهر جریان مقابل همچون کف روی آب مشهودتر و غالب است که به نظر میرسد باید دانشجویان با گسترش کار تشکیلاتی و شروع حرکت های عمیق فکری و عملی بر این فضا غالب شده و از جریان حق دفاع نمایند و همچون زنجیره ای یکدیگر را پیدا نمایند.

 

- رسانه های جریان انقلاب: امروز اگر گذر شما بر دکه روزنامه فروشی افتاده باشد شاهد خواهید بود که در مقابل 4-5 روزنامه و نشریه ارزشی، 5-6 برابر رسانه های قارچ گونه جریان غرب گرایی مشهود می باشد که یکصدا و متحد با هم به موضوعات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی پرداخته و هدف های جریان خود را که عمدتا در مقابل جریان انقلاب و نظام است پیگیری میکنند، در فضای مجازی و سایت های وب نیز همین مساله بشدت مشهود است. چیزی که بیشتر از تعداد کمّی  رسانه های جریان اصلاحات مورد توجه واقع میشود، کیفیت رسانه های جریان حق است که باوجود اقدامات خوب در تولید محتوا اما متاسفانه به دلیل فقدان رهبری واحد در بیان موضوعات و عدم پرداختن هدفمند و مستمر به موضوعات نتوانسته عامه مردم را جذب خود نماید و باید اذعان کرد که در این رقابت تنگاتنگ رسانه های جریان حق در حاشیه قرارگرفته و فقط مطالب خود را به مخاطبین همیشگی عرضه میکند.

 

- صدا و سیما: این نهاد مهم فرهنگ ساز و فراگیر که به فرموده امام خمینی(ره) همچون دانشگاه عمومی برای ملت است اما متاسفانه امروزه این رسانه به دلیل برخی فشارهای دولتی در مسایل مالی، بعضا تبدیل به رسانه میلی مجیزگوی دولت به جای ملی شده است. صدا و سیمایی که وظیفه خطیر فرهنگ سازی با رویکرد اسلامی – ایرانی را دارد بعضا به تریبون مانور اشرافی گری و سوق دادن مردم به برخی ضدارزش ها همچون کشف حجاب و... تبدیل شده است. صدا و سیما و بخصوص قسمت های سیاسی  و فرهنگ ساز آن عملا منفعل بوده و در هدایت سازی و ایجاد موج سیاسی –  فرهنگی در کشور عاجز است.

 

- نماز جمعه و منابر مساجد: جریان باطل هموراه در طول انقلاب از اینکه سنگر مهم نمازجمعه و خطبای انقلابی و متقی آن را در اختیار نداشته است بشدت در رنجش و عصبانیت بسر می برده که البته در این سالها دست از کار ننشسته و به تخریب این سنگر مهم و خطبای انقلابی آن همچون آیت الله علم الهدی و آیت الله خاتمی و... پرداخته است. اما واقعیت امروز در برگزاری نمازجمعه چیست؟ جوانان مومن و انقلابی با وجود علاقه و عشق، چرا کمتر در این مجامع حضور می یابند؟ چرا برخی از ائمه جمعه با مصلحت اندیشی هایی یا کوته نظرهایی سنگر نمازجمعه را به بررسی صریح مسائل سیاسی – انقلابی نمی پردازند و بیشتر تلاش دارند تا مطالب خنثی و مناسبتی یا خفیف و کنایی بیان کنند؟ البته اگر رویکرد آن در خطبه دوم هم دینی نباشد! به نظر میرسد خطبه نمازجمعه ای میتواند مردم و جوانان را جذب و آگاه سازد و دشمن را مایوس نماید که عصبانیت دشمن و فریاد او را در داخل و خارج در پی داشته باشد وامر به معروف و نهی از منکر را به صحنه عمل آورد. به نظر نگارنده کوتاهی برخی خطبای جمعه در تبیین ارزشهای انقلاب باعث مغفول ماندن این ارزشها و عدم جذب بالا برای مخاطبان عام برای حضور در این مجامع دارد که ممکن است این افراد جذب جریان مقابل گردند.

گرچه مطلب بالا نیز درمورد منابر مساجد و هیات مذهبی نیز به شدت مشهود است و متاسفانه برخی از روحانیون عزیز با وجودی که اعتقاد به عینیت اسلام و سیاست دارند اما اوج رسالت سیاسی انها فقط دعا برای سلامتی رهبری بوده و در منابر خود مردم از فیض  معارف برکات حاکمیت اسلام در جامعه و بصیرت افزایی و آسیب شناسی حکومت اسلامی، محروم میگردانند که ادامه این روند باعث بی اطلاعی مردم و حتی گرایش آنان به جریان مقابل به دلیل بی اطلاعی و عدم پاسخ به نیازهای واقعی آنان می باشد.

 

- مجلس شورای اسلامی: متاسفانه مجلس فعلی نیز به دلیل برخی گرایشان اقلیت (که خود را با بوق و کرنا اکثریت معرفی میکنند و با این اقدام در صدد تخریب روحیه جریان حق هستند) مجلس سرحال و تاثیرگذاری نشان نمیدهد که متاسفانه مطالب متذکر شده بالا در بزنگاه انتخابات باعث ورود برخی عناصر معلوم الحال به خانه ملت و بروز چنین عملکردهایی می باشد. بی شک مجلس مستقل و انقلابی میتوانست در زنگاه و بدون جهت گیری سیاسی حزبی به بسیاری از رخدادها همچون تحقیق و تفحص و بررسی مدرک دکترای فلان شخص و فساد فلان مدیر و وضعیت رکود کشور و قرارداد برجام و صحت اجرای آن و... بپردازد و برای مردم روشنگری نماید.

 

- تغییر ذائقه مردم و وظیفه جامعه مومن انقلابی: برهیچ کس پوشیده نیست بخش عمده ای از آرای روحانی نه بخاطر خود او و برنامه هایش بلکه از ترس آمدن رقیب و دیوارکشی و قتل عام(!!) و افزایش دلار و سخت شدن معیشت و سایه جنگ و تحدید آزادی و استفاده از نام شجریان و تخریب سپاه و... بود و از طرفی باید قبول کنیم برخی از مردم کشورمان هرچند اندک، شعارهای آزادی که در عمل یعنی رقص مختلط و دیسکو تعبیر عملی آن می باشد برایشان جذاب بوده و کاری به آینده کشور و رکود و بی کاری و کارخانه های از کارنشسته و... ندارند و شاید اینها همان مرفهان بی درد و بی خبر از درد قاطبه مردم باشند.

باید پرسید برخی از همین مردم که بی شک مردم کوفه را بخاطر ترس از لشکر خیالی یزید و شکستن پیام با سید شهیدان و رویارویی و جنگ با ایشان مورد سرزنش و نفرین قرار میدهند و حتی اشک میریزند چگونه بعضا خودشان از سایه جنگ خیالی که رهبری بارها آن را دروغ محض خوانده اند مرعوب میشود؟

باید پرسید مردمی که از جهل سپاهیان مولای متقیان در جنگ صفین که با حیله و دروغ  و تزویر معاویه همراه بود و منجر به بر نیزه رفتن ورق پاره هایی به نام قرآن و فریب سپاهیان حق شد و در نتیجه به کنار گذاشتن علی علیه السلام و خلافت معاویه منجر شد چرا امروز....؟

باید پرسید  چرا برخی مردم، افراد صدر اسلام را بخاطر کنار زدن امیرالمومنین و انتخاب خلیفه اول بخاطر قتل های حضرت علی در زمان جنگ های پیامبر رخ داده سرزنش میکنند؟ مگر علی علیه السلام جز کافران محارب در بدر و احد و خیبر کسی دیگری را به ناحق کشته بود که از او میترسیدند و او را کنار زدند؟!

باید پرسید مردمی که همیشه دم از حکومت عدل علی علیه السلام میزنند و برخورد امام را با برادر نابینا و پیر خود که چند روزی را گرسنه خوابیده بود و فقط تقاضای دریافت زودتر مقرری خود از بیت المال شده بود را نصب العین قرار داده اند چگونه امروز با وجود علم و آگاهی به....

باید پرسید مگر بسیاری از همین مردم منتظر آمدن حضرت مهدی(عج) و ظهور و قیام آن حضرت نیستند؟ آیا ظهور حضرت به معنی درافتادن با همه دنیای جهانخواران نیست؟ آیا فتح عالم و کنار زدن ظالمان کار آسان و سهلی است و نیاز به صیر و تحمل مشکلات دنیایی و ابتلائات سیاسی  اقتصادی گسترده نیست؟ پس چگونه بر لب دعای فرج دارند اما نگران معیشت و سایه جنگ و... هستند؟

رویکرد بالا گرچه رویکرد تعداد کمی از جامعه امروز است اما حقیقتی است که جامعه مومن و انقلابی و نهادهای ارزشی باید بیش از پیش عزم خود را جزم کرده و با روش های مختلف پا به عرصه جهاد فرهنگی و ارتباط چهره به چهره با توده های مردم و انتقال پیام روشن و نورانی اسلام و انقلاب به همگان انجام بدهند و بدانند این مسیر جز با سختی و مشقت و تحمل انواع ابتلایات نبوده و باید با علم و آگاهی  و بصیرت و کارگروهی همراه باشد. سخن آخر توصیه پدرانه رهبری معظم در روزهای پس از انتخابات است که مکرر فرمودند: تجربه کرده‌ایم که «ولاتهنوا ولا تحزنوا، انتم الاعلون»؛ اگر ایمان باشد، کوه‌ها در مقابل جامعه هموار خواهد شد...

 

 

 

نظرات

- من
جریان انقلابی به کاندیدایی به درایت و تقوای سید ابراهیم رئیسی و هنر مناظره و مغالطه و اقامه برهان و برخورد با رسانه ها و توده مردم همچون محمود احمدی نژاد نیاز داشت که اگر با وظیفه شناسی رئیس جمهور سابق این مهم تحقق می یافت همراهی بی شک رئیسی میتوانست نقاط مثبت خود را تکمیل کرده و بسیاری از معاملات را به هم بزند اما افسوس که.... واقعا افسوس از دست محمود دم سعید جلیلی گرم واقعا مقاله خوبی بود
1396-03-17 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول
- باران از مشهد
مقاله فوق العاده ای بود چقدر عالی و جامع به همه جوانب پرداخته شده بود..متشکرم درهرصورت انتخابات ظاهرا تموم شده ولی این تغییر ذائقه مردم واقعا خطرناکه باید قشر فهمیده و انقلایی و دلسوز این انقلاب و نظام اسلامی کمی بیشتربه فکر باشن و به فکر راه حلی منطقی و کاربردی باشن..
1396-03-17 پاسخ | پاسخ همراه نقل قول | نقل قول

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.