تراکم رأی روحانی در کجا بود؟
چهارشنبه 24 خرداد 1396, 13:48

 

به گزارش رویش نیوز، با انتشار آمار رای ها به تفکیک شهرستان ها (اینجا)، مطلب بسیار مهمی آشکار شد. با دقت بر این اعداد و ارقام متوجه می شویم که رای روحانی در دو نقطه وزن بالاتری نسبت به رقبا دارد. با دقت در آرای سال ۹۲ نیز به خوبی متوجه می شویم که نقطه قوت آرای روحانی همین دو جا بوده است. اما به راستی این دو نقطه کدام نقاط از ایران بوده اند؟

نقاط اول در واقع همان استان های مرزی هستند. تقریبا تمامی استان های مرزی با اختلاف به سمت روحانی گرایش دارند. این مهم دقیقا هم در سال ۹۶ و هم در ۹۲ تکرار شده است. البته در سال ۹۳ استان های خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی با رئیسی همراهی داشته اند اما سایر استان های مرزی به طور کامل و با اختلاف از طرفداران روحانی بوده اند.

ممکن است کسی در این میان بگوید که سنی مذهب بودن باعث چنین وضعیتی شده است، حال آنکه این دلیل پذیرفته نیست زیرا سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل شیعه هستند. همچنین شهرستان هایی مانند کرمانشاه که بر شیعه بودن تاکید دارند نیز به روحانی رای داده اند. حال پرسش مطرح می شود که علت این اقبال چه بوده است؟

به نظر نگارنده این اقبال را باید از دو حیث پیگیری کرد؛ نخست آنکه به دلیل سیستم معیوب اداری و خدمت رسانی ما، استان های مرزی کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و جریان توسعه، عمران و آبادانی آن ها به تاخیر افتاده است. آمار در انتخابات ۹۲ و ۹۶ نشان می دهد که هرچه به سمت مرکز حرکت کنیم استان های داخل کشور، گرایش بیشتری به نامزدهای اصولگرا نشان داده اند. خود این یک نشانه است که نشان می دهد: هرچه به سمت نقاط مرزی می رویم، اعتراض به وضع موجود جدی تر می شود.

پس ما از یک سو فقر اقتصادی را در این مناطق می بینیم و از یک طرف نوعی تبعیض در اداره امور را شاهد هستیم. چنین روندی در مردم آن مناطق متاسفانه نوعی احساس تحقیر پدید آورده است.

آنها با رای خود ابراز وجود می کنند!

حیث دوم رای مردم استان های مرزی به نوع پاسخ آنان به مسئله تحقیر ناشی از فقر و تبعیض برمی گردد. آن ها راهی جز بیان سخن خود و ابلاغ پیامشان ندارند جز آنکه در پای صندوق های ریاست جمهوری حاضر هستند. آن ها با رای خود ابراز وجود می کنند. آن ها به مرکز نشینان پیام مشخصی را ابلاغ می کنند که «ما هستیم». ماهستیم به این معنا که ما می توانیم مخالف رای مرکز از خود نظر داشته باشیم. این نوعی رای اعتراضی است. این رای ربطی به شیعه و سنی بودن ندارد بلکه نوعی ارسال پیام برای مرکزنشینان است.

ممکن است این مخالف خوانی با نگاه های قومی، نژادی و مذهبی تشدید شود اما اصل پیام آن واضح است و هنگامی که تمامی این استان ها چنین انتخابی متفاوت از استان های مرکزی را انجام می دهند باید از خود پرسید که به راستی دغدغه آنان چیست.

طبقه متوسط مدرن

دومین گروهی که اقبال بلندی به روحانی داشته اند، شهرهای بزرگ هستند. تهران، کرج، اصفهان و شیراز از این دسته هستند. البته مشهد و قم با رئیسی بوده اند. درصد گرایش مردم شهرهای بزرگ به روحانی در سال ۹۶ غلیظ تر از سال ۹۲ است. دلیل اقبال به روحانی در شهرهای بزرگ تقریبا مشخص است؛ این اقبال بر روی گسل اختلافات فرهنگی بنا شده است. طبیعی است در نقاطی از ایران که پایگاه های سنتی مذهبی قوی بوده اند، رای رئیسی بالاتر بوده است.

اصولگرایان همیشه بر پایگاه های مذهبی و سنتی حساب ویژه باز می کردند اما در شهرهای بزرگ طبقه متوسط مدرن با آن ها همراه نیست و به دنبال نامزد موردنظر خود است. با برجسته شدن مسائل و اختلافات فرهنگی و سیاسی به خصوص در هفته آخر انتخابات این طبقه علاقه بسیار زیادی به حمایت از حسن روحانی از خود نشان داد. طبقه متوسط شهری روز به روز در حال بزرگ شدن است. این طبقه سبک زندگی خود را دارد که لزوما با مولفه های طبقه سنتی همراه نیست. طبیعی است که این سبک زندگی متفاوت در انتخاب های سیاسی او نیز تاثیر می گذارد.

به هر حال غرض از این یادداشت این بود که متذکر شوم روحانی در دو پیروزی خود، دو نوع رای ویژه داشت. دو طبقه از ایرانی ها او را پسندیدند که با یکدیگر تفاوت دارند. یکی از حیث اقتصادی در استضعاف و دیگری طبقه ای که نیازهایی از جنس فرهنگ دارد. هر دوی این طبقه پاسخ خود را در سیاست دنبال کردند و در نهایت روحانی را برای هشت سال اداره ریاست جمهوری پسندیدند.

منبع: ندای اصفهان

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.