امام باقر(ع) و سازماندهی تشکیلات پنهانی تشیع
یکشنبه 28 مرداد 1397, 09:11
زخم‏ها بر سینه دارم ای ماه، امشب آخرین درخشش چشمم را می‏بینی. حرف‏ها در گلویم مانده است که اجازه فریاد شدن ندارند.
 
من، زخمی کربلایم. من ادامه زخم کربلایم و وارث زخم‏های جدم حسین علیه ‏السلام و پدرم سجاد علیه ‏السلام . پدرم، جای غل و زنجیرش را برای من و جماعت شیعه به ارث گذاشت و یک مدینه غربت و خانه‏ ای که از در و دیوارش، بوی عشق سوخته بوتراب می ‏آمد و جگر آتش گرفته مجتبی.
 
 
مپندار از جگر آتش گرفته ‏ام می‏نالم؛ من از کودکی با جگر سوخته می‏زیستم. من کودک کربلایم، راز غربت فرزندان علی علیه‏ السلام را از کربلا بر دل دارم، سینه ‏ام زخمی ناله‏ های زینب است. من زخم ‏خورده کربلایم و زخمی قومی که سنگ بر فرزندان علی زدند.
 
خسته ‏ام؛ خسته پیامی که در دل دارم و شاگردانی که به هزار رنج، پای حرف‏هایم می‏نشینند.
 
خداحافظ... سلام!
 
ای ماه خسته! امشب پسر زین ‏العابدین چشم از دنیا فرو می‏بندد؛ تو شاهد باش که مردم زمانه با فرزند فاطمه علیه السلام نیکی نکردند و با جهالتشان، زخمش زدند. خداحافظ ای دنیای تاریک مردم مدینه!
 
سلام بر تو ای پدر و سرورم، یا اباعبداللّه‏.(1)
انسان ۲۵۰ ساله | امام باقر علیه‌السلام و سازماندهی تشکیلات پنهانی تشیع
 
امام باقر علیه‌الصلاةوالسلام در ایجاد تشکیلات تشیع و یک سازمان قوی و همگانی از همه‌ی وسایل مشروع و ممکن استفاده کرد. (۲۵/۶/۶۷‌) همین‌که افرادی را تربیت کند، به عنوان وکیل و نایب ‌خود بگذارد که کار آن حضرت را دنبال کنند، و ادامه‌ی تبلیغات و تعلیمات آن حضرت را به عهده بگیرند. این سازماندهی ‌پنهانی امام باقر بود، که از زمان قبل از امام باقر شروع شده بود، اما در زمان آن حضرت یک هیجان بیشتری پیدا کرد که کاری بسیار خطرناک بود(۹/۵/۶۶)
 
زندگی اجتماعی امام محمدباقر علیه‌السلام
 
زندگی امام، آینه تمام نمای زندگی شرافتمندانه انسانهای موحد و متعالی است.یکی از بارزترین ویژگیهای امام جامعیت اوست.
 
توجه به علم، او را از اخلاق و فضایل روحی غافل نمی‏سازد و روی آوری به معنویات و عبادت و بندگی، وی را از پرداختن به زندگی مادی و روابط اجتماعی و اصلاح جامعه باز نمی‏دارد .در حالی که انسانهای معمولی، در بیشتر زمینه‏ها گرفتار افراط و تفریط می‏شوند، اگر به زهد و عبادت بپردازند، به عزلت و گوشه‏نشینی کشیده می‏شوند و اگر به کار و تلاش رو آورند، از انجام بایسته وظایف عبادی و معنوی، دور می‏مانند!
 
کار و تلاش در اوج زهد و تقوا
 
انسانهای کم ظرفیت و کوته‏‌اندیش، گمان می‏کنند که لازمه زهد و تقوا، این است که خرقه‏ای پشمینه بر دوش افکنده و زاویه خلوتی را انتخاب کنند و روی از خلق بگردانند تا به خدا نزدیک شوند!
 
اینان گمان می‏کنند که تلاش برای تأمین معاش و کسب روزی، مخالف زهد و توکل است، و وظیفه انسان فقط ذکر گفتن و پرداختن به نماز و روزه می‏باشد و روزی از هر جا که باشد می‏رسد ! ولی برنامه امامان (علیهم السّلام)، و از جمله امام باقر (علیه السّلام) غیر از این بوده است.آنان، در اوج زهد و تقوا و در نهایت عبادت و بندگی خدا، اهل کار و تلاش بوده‏اند، و از این که دیگران روزی آنها را تأمین کنند و خرج زندگی ایشان را بپردازند، بشدت بیزار بوده‌‏اند.
 
محمد بن منکدر یکی از زهاد معروف عصر امام باقر (علیه‌السّلام) است که همانند طاووس یمانی و ابراهیم بن ادهم و عده‌‏ای دیگر، دارای گرایش‌های صوفیانه بوده است. او خود نقل می‏‌کند:
 
در یکی از روزهای گرم تابستان، از مدینه به سمت یکی از نواحی آن، خارج شدم، ناگاه در آن هوای گرم، محمد بن علی (علیه السّلام) را ملاقات کردم که با بدنی فربه و با کمک دو نفر از خدمتکارانش مشغول کار و رسیدگی به امور زندگی است.با خود گفتم: بزرگی از بزرگان قریش، در چنین ساعت گرم و طاقت فرسا و با چنین وضعیت جسمی، به فکر دنیا است! به خدا سوگند، باید پیش رفته و او را موعظه کنم.
 
به آن حضرت نزدیک شدم و سلام کردم.
 
او نفس زنان و عرق ریزان، سلامم را پاسخ گفت.
 
فرصت را غنیمت شمرده، به او گفتم:
 
خداوند، کارهایت را سامان دهد! چرا بزرگی چون شما در چنین شرایطی به فکر دنیا و طلب مال باشد! براستی اگر مرگ در چنین حالتی به سراغ شما بیاید، چه خواهید کرد!
 
امام باقر (علیه السّلام)، دست از دست خدمتکاران برگرفت و ایستاد و فرمود:
 
به خدا سوگند، اگر در چنین حالتی مرگ به سراغم آید، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است.این تلاش من خود اطاعت از خداست، زیرا با همین کارهاست که خود را از تو و دیگر مردم بی‏نیاز می‏سازم (تا دست حاجت و تمنا به کسی دراز نکنم) .
 
من زمانی از خدا بیمناک هستم که هنگام معصیت و نافرمانی خدا، مرگم فرا رسد!
 
محمد بن منکدر می‏گوید:
 
پس از شنیدن این سخنان، به آن حضرت عرض کردم: خدای رحمتت کند، من‏می‏خواستم شما را موعظه کنم، اما شما مرا راهنمایی کردید. (2)
 
حضور سازنده و مؤثر در جامعه
 
امام باقر (علیه السّلام) با این که توجه به استغنای نفس و لزوم تلاش برای کسب معاش داشت و عملا در این راستا گام می‏نهاد، اما هرگز زندگی خود را وقف تأمین معاش نکرده بود، بلکه همت اصلی آن حضرت، حضور سازنده و مؤثر در جامعه بود.
 
این درست است که نباید برای تأمین زندگی، سربار دیگران بود، ولی این نکته را نیز باید در نظر داشت که هدف اصلی و عالی زندگی، دستیابی به رفاه، و ثروت نیست و نباید در طریق تلاشهای دنیوی، از ارزشهای اصیل زندگی غافل بود.
 
امام باقر (علیه السّلام) در روزگار خود، بزرگترین تأثیر علمی و عملی را برای جامعه خویش داشت.
 
حضور در مجامع علمی و تأسیس جلسات فرهنگی، یکی از بهترین و ارزنده‏ترین نوع حضور در جامعه و خدمت به اجتماع مسلمانان بوده و هست، زیرا هر گونه تکامل اجتماعی در ابعاد اخلاقی و معنوی و اقتصادی و...منوط به تکامل فکری و فرهنگی است.
 
برای تبیین نقش حیاتی امام باقر (علیه السّلام) در جامعه اسلامی، یاد همین نکته کافی است که:
 
جمع عالمان بر این عقیده اتفاق دارند که فقیه‏ترین مردم در آغاز سلسله فقیهان شش نفرند و آن شش نفر از اصحاب و شاگردان امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) بشمار می‏آیند. (3) و سخن حسن بن علی الوشاء (4) که از معاصران امام رضا (علیه السّلام) می‏باشد، خود گواهی روشن بر مدعای ماست که می‏گوید: نهصد شیخ و بزرگ راوی حدیث را در مسجد کوفه مشغول تدریس یافتم که همگی از امام صادق (علیه السّلام) و امام باقر (علیه السّلام) نقل حدیث می‏کردند. (5)
 
محققان بر این عقیده‏اند که امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) در حقیقت بنیانگذار دانشگاه اهل البیت هستند که حدود شش هزار رساله علمی از فارغ التحصیلان آن به ثبت رسیده است .
 
اصول اربعمائه همان رساله‏های چهار صد گانه‏ای است که در میان محدثان شیعه، به عنوان کتب اصول شناخته می‏شود و از جمله آن شش هزار رساله به شمار می‏آید، و چه بسا بیشتر محتویات کتب چهارگانه شیعه (کافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب و استبصار) از همین رساله‏های اربعمائه گرفته شده باشد. (6)
 
مرجعیت و پاسخگویی به پرسش‌های مردم
 
ابو بصیر می‏گوید: امام باقر (علیه السّلام) در مسجد الحرام نشسته بود و گروه زیادی از دوستدارانش برگرد او حلقه زده بودند.در این هنگام طاووس یمانی به همراه گروهی به من نزدیک شد و پرسید: آن مردم در اطراف چه کسی حلقه زده‏‌اند؟
 
گفتم: محمد بن علی بن الحسین (باقر العلوم علیه السلام) است که نشسته و مردم دور او گرد آمده‌‏اند.
 
طاووس یمانی گفت: من نیز به او کار داشتم.آنگاه پیش رفت، سلام کرد و نشست و گفت: آیا اجازه می‏دهید مطالبی را از شما بپرسم؟
 
امام باقر (علیه السّلام) فرمود: آری بپرس! (7) طاووس یمانی سؤالهایش را مطرح کرد و امام (علیه السّلام) به او پاسخ بایسته را ارائه داد.ابو حمزه ثمالی نیز می‏گوید: در مسجد رسول خدا نشسته بودم که مردی پیش آمد، سلام کرد و گفت: تو کیستی؟
 
به او گفتم: مردی از اهل کوفه‏ام.چه می‏خواهی و در جستجوی چه هستی؟
 
مرد گفت: آیا ابو جعفر، محمد بن علی (علیه السّلام) را می‏شناسی؟
 
گفتم: بلی، به آن گرامی چه کار و حاجتی داری؟
 
گفت: چهل مسأله آماده کرده‏ام تا از وی سؤال کنم و آن چه حق بود بپذیرم.
 
ابو حمزه می‏گوید: از آن مرد پرسیدم، آیا تو فرق بین حق و باطل را می‏دانی؟
 
مرد گفت: آری...
 
در این هنگام امام باقر (علیه السّلام) وارد شد در حالی که گروهی از اهل خراسان و مردم دیگر در اطراف وی بودند و مسایل حج را از آن حضرت می‏پرسیدند.
 
آن مرد نیز نزدیک امام نشست و مطالب خود را با آن حضرت در میان گذاشت و جواب لازم را دریافت داشت. (8)
 
این نمونه‏‌ها و موارد دیگر، بروشنی می‏نمایاند که امام باقر (علیه السّلام) چگونه مورد رجوع مردم بوده و به نیازهای مختلف آنان رسیدگی می‏کرده است.
 
اهتمام به حقوق مالی مردم
 
ابو ثمامه گوید: حضور امام باقر (علیه السّلام) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من مردی هستم که می‏خواهم در مکه اقامت گزینم، ولی یکی از پیروان مذهب مرجئه (9) از من طلبکار است و من به او مدیون می‏باشم.نظر شما چیست؟ (آیا بهتر است که به وطنم بازگردم و بدهکاریم را به آن مرد بپردازم، یا با توجه به این که مذهب آن مرد مذهب باطلی است، می‏توانم پرداخت بدهی خود را به تأخیر انداخته، همچنان در مکه بمانم؟)
 
امام فرمود: به سوی طلبکار باز گرد و قرضت را ادا کن و مصمم باش به گونه‏ای زندگی کنی که هنگام مرگ و ملاقات خداوند، طلبی از ناحیه دیگر بر عهد تونباشد، زیرا مؤمن هرگز خیانت نمی‏کند. (10)
رعایت جمال و زی شرافتمندانه
 
ائمه (علیه السّلام) به تناسب شرایط زمانی و مسؤولیتهای اجتماعی خود، زندگی می‏‌کرده‌‏اند.
 
در حالات علی (علیه السّلام) دیده شده است که آن حضرت در دوران حکومت و فرمانروایی خویش، کفشهایش را خود وصله می‏زد و از ساده‌‏ترین و کم بهاترین جامه‏‌ها استفاده می‌‏کرد، ولی آن حضرت شیوه زندگی خود را برای همگان تجویز نمی‌‏نمود و می‏فرمود: من چون حاکم جامعه هستم، وظیفه خاصی دارم و باید در حد پایین‌‏ترین طبقات جامعه زندگی کنم تا آنان با مشاهده وضع من، در خوداحساس آرامش و رضایت کنند، اما سایر امامان (علیهم السّلام)، از آنجا که مسؤولیت حکومت را بر عهده نداشته‏اند و در شرایط اجتماعی ویژه‏‌ای زندگی می‏کرده‌‏اند، که چه بسا استفاده از لباسهای کم بها و وصله‌‏دار موجب تضعیف موقعیت اجتماعی آنان و توهین به شیعه می‏شد، و بازتاب منفی داشته است، بر اساس وظیفه، آداب صحیح اجتماعی را رعایت کرده، به جمال و زی شرافتمندانه در جامعه اهتمام می‌‏ورزیده‌‏اند.
 
امام باقر (علیه السّلام) حتی در مورد چگونگی اصلاح محاسن خویش به مرد پیرایشگر رهنمود می‌‏دهد. (11) و در انتخاب لباس برای خویش، عزت و شرافت و زی شایسته را در نظر دارد! چنان که گاه لباس فاخر و تهیه شده از خز می‏پوشد. (12) و برای لباس رنگهای جذاب و پر نشاط انتخاب می‏کند. (13)
 
امام باقر (علیه السّلام) از این که در اندام او آثار رخوت و کسالت و پژمردگی ظاهر باشد، متنفر بود.
 
حکم بن عتیبه می‏گوید: امام باقر (علیه السّلام) را دیدم که حنا بر ناخنها نهاده است.
 
امام به من فرمود: نظرت درباره این کار چیست؟
 
عرض کردم: درباره کار شما چه می‏توانم بگویم (شما خود آگاهتر هستید و جز کار بایسته انجام نمی‏دهید)، ولی در آداب و رسوم اجتماعی ما، جوانان ناخنهایشان را با حنا می‏‌آرایند !
 
امام فرمود: ای حکم! وقتی که انسان تنظیف می‏کند و با دارو، موهای زاید بدن را می‏زداید، دارو بر ناخنها اثر گذاشته و رنگ آن را شبیه ناخن مردگان می‏سازد.رنگ آن را با حنا می‏توان تغییر داد. (14) این احادیث در مجموع می‏رساند که امام باقر (علیه السّلام) به چگونگی وضع لباس و زی خویش در جامعه توجه داشته، بی قیدی و بد منظری و بی‌‏مبالاتی را نمی‏پسندیده است.
 
امام باقر علیه‌السلام و هويت بخشي به فرهنگ شيعه
 
چشمه جاري شکافنده علوم در بيابان تفتيده دانش جوشيدن گرفت و جان جويندگان علم و معرفت را از زلال پر برکت خود سيراب ساخت و بدين سان بود که شيعه نشان افتخار ديگري بر گردن آويخت و بر اين پيشواي معصوم خود باليد. 
 
امامت پيشواي پنجم شيعيان؛ امام محمدباقر(ع) در برهه اي آغاز شد که جامعه آن روز بيش از هر زمان ديگر چالشهاي عميق عقيدتي و فقهي ميان فرقه هاي اسلامي را يکي پس از ديگري تجربه مي کرد. با حضور امام باقر(ع) در اين عرصه، گام مهم و بسزايي در راستاي تبيين آراي شيعيان برداشته شد و جنبش تحسين برانگيزي در ميان دانشمندان شيعي پديد آمد که در اندک زماني پس از آن توانست تفکرات خطرناک فرقه هايي چون مرجئه، جبريه، قدريه، غلات را تا حد قابل توجهي منزوي سازد. 
 
دوره امامت ايشان و فرزند بزرگوارش امام جعفرصادق(ع) با مسايلي همچون انقراض امويان، بر سر کار آمدن عباسيان، پيدا شدن مشاجرات سياسي و ظهور سرداران و مدعياني مانند ابومسلم خراساني، ترجمه کتب فلسفي و مجادلات کلامي مقارن است. در چنين شرايطي اختلاف شديدي در کشورهاي اسلامي پديد آمده بود و هر کسي از گوشه اي قيام مي کرد و در نتيجه خلفا به سرعت تغيير مي کردند؛ چنانکه در مدت امامت امام پنجم(ع) و در طي نوزده سال، پنج خليفه روي کار آمدند. لذا موقعيت مناسبي براي آن حضرت که از ظلم بني اميه فارغ شده بود، پديد آورد تا انقلابي علمي را آغاز نمايد. با بهره گيري از همين فرصت بود که بزرگاني از شيعيان و اهل تسنن در اطراف ايشان جمع شدند و حقايق و معارف اسلام را منتشر کردند. از همين روي امام محمدباقر(ع) و پس از وي امام جعفرصادق(ع) از موقعيت مساعد روزگار سياسي، براي نشر تعليمات اصيل اسلامي بهره جسته و دانشگاه تشيع و علوم اسلامي را بنيان نهادند. محضر امام باقر(ع) مرکز علما و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود و در مکتب تربيتي ايشان علم و فضيلت به مردم آموخته مي شد. چنانکه شيخ مفيد در «ارشاد» مي نويسد: از هيچ کدام از فرزندان امام حسن(ع) و امام حسين(ع) اين اندازه از علم دين و آثار و سنت و علم قرآن و سيره و فنون ادب که از امام باقر(ع) صادر شده، ظاهر نشده است. ابن حجر- دانشمند اهل تسنن- نيز در مورد اين امام بزرگوار مي گويد: «او جامع علوم و شکافنده و توسعه دهنده علم بود. او نمايانگر علم بود و دانش را رفعت داد. قلب او مهذب و علم و عمل او پاک و پاکيزه بود. او طاهر و مطهر بود، خلق او عالي بود و عمر او در اطاعت خداوند صرف شد. تبحري در عرفان داشت که زبان گوياي آن نيست. سخنان او در عرفان و سير و سلوک به حدي است که نمي تواند در اين گفتار ضبط شود.» 
 
از ديگر تلاشهاي چشمگير امام در راستاي نشر تعاليم اسلامي، مرجعيت علمي امام در پاسخگويي به مسايل فقهي مردم بود. ايشان با برقراري حوزه درس، زدودن چالشهاي علمي و تحکيم مباني معارف و اصول ناب اسلامي با تکيه بر آيات رهنمونگر قرآن با کج انديشي ها مبارزه و تمام ابواب فقهي و اعتقادي را از ديدگاه قرآن بررسي کرد و به پرورش دانشمندان و فرهيختگان عصر خود و جنبش بزرگ علمي کمر بست. 
 
« ابو اسحاق سبيعي » از ديگر فرهيختگان اين دوره، آن قدر نظرات علمي امام را درست مي پندارد که وقتي از او در مورد مسأله اي مي پرسند، پاسخ را از زبان امام مي گويد و مي افزايد: او دانشمندي است که هرگز کسي به سان او (در علم) نديده ام. 
 
«ابو زرعة» نيز در اين باره اقرار مي کند: او بزرگترينِ دانشمندان است. 
 
در آن روزگار، بسياري از شيعيان به مراتب عالي تشيع دست نيافته بودند و دسته اي از آنان در کنار استفاده از احاديث اهل سنت، علاقه زيادي به فراگيري و بهره مندي از دانش امام نيز نشان مي دادند. آن گونه که از کتابهاي رجالي فهميده مي شود، نام بسياري از اشخاصي که ارتباط تنگاتنگي با امام داشته اند، جزو اصحاب او نيست. همين موضوع مي توانست تا اندازه اي انديشه شيعه را سست کند؛ چه بسا امکان اختلاط آموزه هاي ديگري با آن قسمت از معارفي که آنان از امام مي آموختند وجود داشت. امام باقر(ع) نيز مانند ديگر امامان شيعه، براي تحکيم پايه هاي انديشه شيعه بسيار کوشيد و امامت شيعه را به خوبي براي همگان معرفي کرد. او مي فرمود: «فرزندان رسول خدا(ص) درهاي دانش خداوندي و راه رسيدن به خشنودي او هستند. آنان دعوت کنندگان مردم به سوي بهشت و راهنمايان به سوي آنند.» امام با تکيه بر قرآن، رهبري شيعه و تقويت مباني پيروي از آن را معرفي مي کرد و مي کوشيد تا امامت را نيز مانند نبوت، امري الهي و مبتني بر قرآن تبيين کند. بازتاب ديدگاه امام در مورد رهبري شيعه بر احاديث نبوي که بر شباهت و قرابت ميان پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) تأکيد مي کرده در بحثهاي کلامي ايشان انعکاس فراواني دارد. او با بيان اينکه امام، داراي صفاتي ذاتي- مانند عصمت و علم- است، در نظر داشت رويکرد جدي تري به موضوع امامت داشته باشد. ديدگاههاي ايشان درباره اين موضوع، تأثير ويژه اي بر مردم گذاشت و بسياري از تهديدها و خطرها را از تفکر شيعي دور کرد و سبب شد با وجود عقايد گوناگوني که در آن زمان درباره مرجعيت وجود داشت، تعداد گرايندگان به اين مکتب رو به فزوني گذارد. 
 
ايشان با درايت و هوشياري تمام توانست، شکافي را که در گذر سالهاي متمادي بين قرآن و عترت در باورهاي ديني بخش عظيمي از مردم پديد آمده بود، از ميان بردارد. 
 
همانگونه که ذکر شد، عصر امام پنجم(ع) به دليل وجود شرايط سياسي خاص اوضاع حاکم، تا اندازه اي به امام اجازه برقراري مجامع علمي داد تا ايشان بتواند استعدادهاي نهفته اي را که در جامعه اسلامي وجود داشت، تربيت کند؛ با اين همه، نبايد تصور کرد که امام با رعايت تقيه و پنهان کاري و عدم برانگيختن حساسيت دستگاه، اين معنا را عملي کرده و با وجود تنگناهاي خاص سياسي و فرهنگي توانست دانشمندان برجسته اي را در رشته هاي گوناگون معارف چون فقه، حديث، تفسير و ديگر شاخه هاي علوم اسلامي تربيت کند که که نام يکايک آنها در دست است. از برجسته ترين آنها مي توان به زرارَ بن اعين، محمد بن مسلم ثقفي، ابوبصير، ليث بن البخري مرادي، بريد بن معاويه عجلي اشاره کرد. 
 
امام باقر(ع) در جايگاه بهترين مفسر قرآن با بازگو کردن تفسير درست آيات، بسياري از ابهامها را زدود و مشت مخالفان و سودجويان را باز کرد. او همواره براي به اثبات رسانيدن مدعاهاي خود از آيات قرآن بهره مي جست و کلام خدا را گواه بر سخن خويش مي گرفت و مي فرمود: «هر چه را مي گويم از من سؤال کنيد ] اين که گفتي [ در کجاي قرآن آمده تا آيه مربوط به آن را برايتان تلاوت نمايم.» امام به اندازه اي بر آيات قرآن تسلط داشت که «مالک بن اعين جهني» شاعر هم عصر امام درباره او سرود: «اگر مردم درصدد جستجوي علوم قرآن بر آيند، بايد بدانند که قريش بهترين داناي آن را دارد و اگر امام باقر(ع) در علوم قرآني لب به سخن گشايد، فروع زيادي براي آن ترسيم خواهد نمود...» 
 
خلاصه آنکه آثار حيات بخش نهضت علمي امام باقر(ع) در جهان تشيع و آشکار ساختن گنج هاي پنهان معارف و... همه و همه جلوه هاي بديع و زيبايي از دانش، آگاهي و معرفت را ترسيم نموده و اعجاز علمي نسل کوثر را متجلي ساخته و گلواژه هاي علم و آگاهي را از بوستان قرآن و سنت به دلهاي حق جو هديه نموده است. باشد که تشنگان طريق معرفت، با جرعه اي از اين چشمه فياض خويش را سيراب سازند.(15)

پی‌نوشت‌ها:

1- حسین امیری

2- رأیت الباقر (علیه السّلام) و هو متکی‏ء علی غلامین اسودین.فسلمت علیه فرد علی علی بهر و قد تصبب عرقا فقلت: اصلحک الله لوجاءک الموت و انت علی هذه الحال فی طلب الدنیا، فخلی الغلامین من یده و تساند و قال: لو جاءنی و انا فی طاعة من طاعات الله اکف بها نفسی عنک و عن الناس، و انما کنت اخاف الله لو جاءنی و انا علی معصیة من معاصی الله، فقلت: رحمک الله اردت ان اعظک فوعظتنی.ارشاد مفید 2/159، مناقب 4/201، کشف الغمة 2/330، الفصول المهمة 213، بحار 46/ .287

3 ـ المناقب 2/295، ائمتنا 1/ .351

4 ـ حسن بن علی الوشا از شخصیتهای برجسته امامیه و از اصحاب امام رضا (علیه السّلام) می‏باشد که نجاشی درباره او گفته است «کان من وجوه هذه الطائفة» و «کان عینا من عیون هذه الطائفة» .اعیان الشیعة 5/ .195
5 ـ اعیان الشیعة 5/ .194
6 ـ سیرة الائمة الاثنی عشر 2/ .202
7 ـ کان ابو جعفر الباقر (علیه السّلام) جالسا فی الحرم و حوله عصابة من اولیائه، إذ اقبل طاووس الیمانی فی جماعة، فقال: من صاحب الحلقة؟ قیل: محمد بن علی...قال: ایاه اردت، فوقف علیه و سلم و جلس ثم قال: اتأذن لی فی السؤال؟ فقال الباقر (علیه السّلام) قد اذناک فسلم قال: ...بحار 46/ .355
8 ـ عن ابی حمزة الثمالی قال: کنت جالسا فی مسجد رسول الله (ص) اذ اقبل رجل فسلم فقال من انت یا عبد الله...بحار 46/ .357

9 ـ مذهب مرجئه از جمله مذاهب ساختگی و انحرافی است که معتقدان به آن چنان پایبند عمل نیستند و به ادعای ایمان، دلخوش می‏دارند و در روایات معصومین مورد لعن و نفرین قرار گرفته‏اند.ر ک: الفرق بین الفرق، مترجم 145 ـ

10 ـ دخلت علی ابی جعفر (علیه السّلام) و قلت له: جعلت فداک انی رجل ارید ان الازم مکة و علی دین للمرجئة، فما تقول؟ قال (علیه السّلام) : ارجع الی مؤدی دینک و انظر ان تلقی الله عز و جل و لیس علیک دین، فان المؤمن لا یخون.علل الشرایع 528، بحار 103/ .142
11 ـ عن محمد بن مسلم، قال: رأیت ابا جعفر (علیه السّلام) و الحجام یأخذ من لحیته فقال: دورها.بحار 46/ .299
12 ـ قال: رأیت علی ابی جعفر محمد بن علی (علیه السّلام) جبة خز و مطرف خز.طبقات ابن سعد 5/321، سیر اعلام النبلاء 4/ .407
13 ـ عن مالک بن اعین، قال دخلت علی ابی جعفر (علیه السّلام) و علیه ملحفة حمراء شدیدة الحمرة.بحار 46/ .292
14 ـ رأیت ابا جعفر (علیه السّلام) و قد اخذ الحناء و جعله علی اظافیره فقال: یا حکم! ما تقول فی هذا؟ فقلت: ما عسیت ان اقول فیه و انت تفعله، و ان عندنا یفعله الشبان، فقال: یا حکم ان الأظافیر اذا اصابتها النورة غیرتها حتی تشبه اظافیر الموتی، فغیرها بالحناء، کافی 6/509، بحار 46/ .299

15- نویسنده سید عزیزالله حسینی

 

 

افزودن نظر

captcha
ارسال
انصراف

پربیننده‌ترین

مطلب دیگری نیست



این سایت با منابع شخصی راه اندازی شده است و حق تکثیر مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.